
میگم خدایا برام دعا کن و خودت اجابت کن ...
.
.
.
تایید کنید که کار زیرکانه ای کردم ...
.
برچسب:
نویسنده: روژان محبی
ما شقایق های باران خورده ایمسیلی ناحق فراوان خورده ایم ...
..خاتمه نامه رو دفاع کردمداور منو کشید کنار قبل دفاع گفت این بیرونیه ولی من کمکت میکنم!گفتم ینی چی ؟گفت ینی خودت ننوشتی ... این خیلی مفصله ... چقد دادی؟گفتم بخدا خودم نوشتم ...گفت اگه خودت نوشتی که برو برا دکترا هم بنویس ... (به حالت طعنه)..تمرکزم بهم ریخت ...تو جلسات دفاع دیگران بودم ... از هیشکی اینقد سوال نپرسیدنداز اول تا آخر همه ش سوال پرسیدند ...همه رو سعی کردم به خوبی جواب بدم ... و جواب دادمدیدم که بقیه حتی بلد نبودند چی نوشتند.
برچسب:
نویسنده: روژان محبی

اصن کلا تو رو چه به اینکه خودم نوشتم یا نه ...
ببین کار درسته یا نه ...
.
.
برچسب:
نویسنده: روژان محبی

مرحله ی ناراحتیم داره وارد مرحله ی خشم میشه ...
.
.
بعد ته جلسه گفت اگه میخوای بیاید عکس بگیریم
( آخه ........... اینجاها فحشه ............... )
لفتش دادم تا برم عکس بگیرم به پیشنهاد این ...
رفیقم میگه جوری بود که فهمیدم دلت نمیخواد بری ...
.
.
برچسب:
نویسنده: روژان محبی

به این مسئله که فکر میکنه چشاش اشکی میشه ...
.
.
غصه نخور ... فدای سرت ...
.
برچسب:
نویسنده: روژان محبی

حدود یک ساعت و نیم از تلاشم برای باز کردن یک قفل آویز بی برآیند موند
.
.
.
یکی از علایقم از بچگی باز کردن قفل ها بود و هست
.
و امروز جدی ترین تلاشم تو این راستا ...
.
البته بچگی رمز کیف باز میکردم که اونم چیز خاصی نبود ...
.
برچسب:
نویسنده: روژان محبی

قطره تویی ...
بحر تویی ...
لطف تویی ...
قهر تویی ...
قند تویی ...
زهر تویی ...
.
.
.
برچسب:
نویسنده: روژان محبی

یادش بخیر
نفت ۱۲۰ دلار بود
دلار ۱۵۰ ـ ۱۶۰
محاصره نبودیم و خود عامریکا تحریم نفتی ایرانو یه ماه لغو کرده بود
علی الطاهر از دست نرفته
خط ساحلی و رادار ها نخورده بودند و تنگه هرمز نشتی نداشت
.
.
.
برچسب:
نویسنده: روژان محبی